......

هیچ حواست بود که هوایم کردی

ندانستی که من بعد از این دلداده نگاه تو خواهم بود

شاید باورت نباشد که عطر حضورت رویاهایم را پر ساخته است

هرگز به وقت رفتن ندانستی که چطور بی تابانه رفتنت را نظاره می کردم

به یاد خاطراتت مانده است یادی از آن لحظه ی که با دیدنت دل از کف نهادم

همان هنگامه ی را که تو مرا به خویش خواندی من بی هیچ پرسشی تو را لبیک گفتم

/ 2 نظر / 21 بازدید
دریا...

امروز بادها آن‌قدر سبک می وزند که پرِ کاهی از تنهایی من روی لب‌هایشان نیست تنها چند پرنده‌ی خاموش از من تا تو پر می‌کشند هفت بار راستی...! روی شانه‌ات آرامشی است که...

کامنت گذار رایگان

رايزني که کار ، اجرايي مي کند ، قابل اعتماد نيست . اُرد بزرگ http://robotblog.ir/index.php?r